|
من و پدرم در سنين مختلف
چهار سالگی: پدر من از عهده همه كارها بر مي آيد.
پنج سالگی: پدر من همه چيز را مي داند.
شش سالگی: پدر من از همه پدرها با هوش تر است.
هشت سالگی: پدر من همه چيزها را كاملاً نمی داند.
ده سالگی: دورانی كه در آن پدر من بزرگ شده است با امروز كاملاً فرق دارد.
دوازده سالگی: خوب پدر من هيچ چيز نمي داند. او خيلی پيرتر از آن است كه حتی كودكی خودش را به ياد آورد.
چهارده سالگی: به پدر من توجهی نكنيد، هر چه باشد او ديگر يك انسان قديمي است.
بيست سالگی: خدای من پدرم ديگر كاملاً پير و خرفت شده است.
بيست پنج سالگی: پدرم در اين مورد آگاهی چندانی ندارد اما به هر حال بهتر است او هم باشد.
سي سالگی: شايد بهتر باشد نظر پدرم را بپرسم، هرچه باشد او تجربه های بسياری دارد.
چهل سالگی: نمي دانم پدرم چگونه از عهده اين كار برمي آمد. واقعاً كه او انسان عاقل و با تجربه ای بود.
پنجاه سالگی: حاضرم براي اينكه دوباره پدرم در كنارم باشد و با من حرف بزند، تمام زندگيم را بدهم.
تعداد نمايش: 1512
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
- Please keep the topic of messages relevant to the subject of the article.
- Personal verbal attacks will be deleted.
- Please don't use comments to plug your web site. Such material will be removed.
- Just ensure to *Refresh* your browser for a new security code to be displayed prior to clicking on the 'Send' button.
- Keep in mind that the above process only applies if you simply entered the wrong security code.
|
Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6 AkoComment © Copyright 2004 by Arthur Konze - www.mamboportal.com All right reserved |