نگارش یافته توسط عباس عاشوري نژاد
27 فروردين 1386 ساعت 21:55
گناه
دو راهب در سفر بودند كه به كنار رودخانه ای رسيدند. آنجا دختری را ديدند كه لباسي نو و زيبا به تن داشت.
در آن نزديكي پلي نبود و او كه نمي خواست لباس هايش كثيف شود گوشه اي ايستاده بود. يكي از راهب ها دختر را بر دوش گرفت و به آن طرف رودخانه برد. سپس دو راهب از دختر جدا شدند و به راه خود ادامه دادند.
پس از ساعاتي آن راهب ديگر با گلايه گفت: لمس كردن زن برخلاف آيين ماست. تو چطور توانستي برخلاف قوانين راهبان عمل كني و مرتكب چنين گناه بزرگي شوي؟
راهبي كه آن دختر را بر دوش گرفته بود لحظه اي درنگ كرد، سپس گفت :
من او را يك ساعت پيش كنار رودخانه بر زمين گذاشتم اما تو چرا هنوز او را بر دوش داري؟
تعداد نمايش: 2575 1 نوشته شده توسط سوفیا , در تاريخ 27/01/1386 در ساعت 23:48 سلام . بسیار جالب بود . و عکس بسیـــار زیبا و آرامش بخش . به مسیح (ع) ارادت ویژه ای دارم ... و به گفته ی او که : " به ملکوت آسمانها نمی رود مگر کسی که دوبار متولد شود" . . موفق باشید و پایدار
2 نوشته شده توسط سوفیا , در تاريخ 28/01/1386 در ساعت 00:39 "" فراموش نكنيد كه تمام تلاش هاي انسان در هر زمينه اي كه باشد براي رسيدن به آرامش است "" . . اینو تا امشب ندیده بودم اینجا ... خیلی برام جالب بود ... چقدر بوی حرفای منو می داد ... !!! . . نمی دونم بعد از این همه ... این کیمیا بدست میاد یا نه !! . . گفتند یافت می نشود جسته ایم ما گفت آنکه یافت می نشود آنم آرزوست
3 نوشته شده توسط م , در تاريخ 28/01/1386 در ساعت 23:26 سلام استاد عزیز ................. زني سراسيمه ي روياها جدا كه شديم به ساعت ماسه اي نيمه زمين به شيشه ي تاريك بود و آن كه در آن بالا سايه ي دراز تنهايش بر شن زار از سامان مي گذشت تو بودي يا من نمي دانم زني سراسيمه ي روياي خود از هر اشكوب ظلمت كه فرو افتاد سردابهاي تيره تر در انتظارش بود به قاف فروردين كه رسيدم در آيينه ي سياه جواني ام را ديدم سرگرم نيم تاج مقوايي و شمعدانهاي فرسوده كجا جا مانده بودم در آن لباس سفيد كه ناهمرنگ بخت و باور خود بود ؟ بي تو اين نيمه ي روشن رانمي خوابم با اين سايه ي دراز و تنها كه مي رود از من نوميدتر و خسته تر از جان گران پايم اگر بازآيي راز جستحجوي ترا فاش خواهم كرد و خواهم خواند اي طاووس ! تو خويش را در پر خويش گم كرده اي و پر خويش را در چمن خوابها و در آينه ي تاريك جز وهم باز نخواهي يافت دريغا زني سراسيمه ي خواب ها به كسوت عروس گريزان از حجله به كودكي ام كه رسيدم عروس را گم كردم و چون به جستجوي هر دو بر آمدم از هر دو دور شدم بر اين اشكوب معلق اكنون ... دريغا به ساعت ماسه اي بود كه از هم جدا شديم و تمامي زمين به شيشه ي تاريك بود
4 نوشته شده توسط م , در تاريخ 28/01/1386 در ساعت 23:49 از منوچهر آتشی ............ داستان هفتم بهار هم خوندنی بود و قابل تامل ............... قدحی دارم بر کف، به خدا تا تو نيايي هله، تا روز قيامت، نه بنوشم، نه بريزم
5 نوشته شده توسط م , در تاريخ 28/01/1386 در ساعت 23:54 به دور لاله قـــــــــــــــــــــــدح گير و بي ريا مي باش به بـــــــــــــــــــوي گل نفسي همدم صبا مي باش چو پير ســــــــــــــــــــــالک عشقت به مي حواله کند بــــــــــــــــــــــــنوش و منتظر رحمت خدا مي باش
6 نوشته شده توسط امیر تنها , در تاريخ 29/01/1386 در ساعت 06:30 سلام استاد عزیز دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواند مارگوت بيكل یک راهبه آلمانی بود نمی دونم شاملو چه جوری شد که شعراش رو پیدا کرد پنجه در افکنده ایم با دست های مان به جای رها شدن . سنگین سنگین بر دوش می کشیم بار دیگران را به جای همراهی کردنشان عشق ما نیاز مند رهائی ست نه تصاحب در راه خویش ایثار باید نه انجام وظیفه . یکم بی حوصله بودم کمی بهتر شدم استاد عزیز شما همیشه شرمنده می کنید استاد تنها آن که بزرگ ترین جا را به خود اختصاص نمی دهد از شادی لبخند بهره می تواند داشت آن که جای کافی برای دیگران دارد صمیمانه تر می تواند با دیگران بخندد با دیگران بگرید . امیدوارم همیشه سلامت باشید و دل شاد استاد عزیز حق .
7 نوشته شده توسط مهدی .ب , در تاريخ 29/01/1386 در ساعت 08:07 سلام استاد عزیز .اول از همه از اظهار محبت و لطفتون در وبلاگ سپاسگزارم .روز یکشنبه من از ساعت 9 صبح تا 9 شب کلاس داشتم واقعا خسته شده بودم تا اینکه بعدازظهر که شما رو به اتفاق حمید و م و...دیدم واقعا روحیه گرفتم و خستگی از تنم در رفت .براتون از صمیم قلب آرزوی موفقیت دارم.راستی این پستتون واقعا جالب و مانند گذشته آموزنده بود .
8 نوشته شده توسط محمد , در تاريخ 29/01/1386 در ساعت 08:22 سلام... 14 اردیبهشت روز بیاد ماندنی خواهد شد میدانید چرا.....آن روز خیلیها باید سور بدهند....می دانید که این ترم خیلی عروس وداماد داشتیم... راستی از تیمتان چه خبر استاد شنیدم امسال خیلی کم آورده ...البته خدا بزرگ است شاید پنجم شدید خدا را چه دیدی...راستی عروس دامادها قرار است کهره بگرند البته دوستانی که معنی کلمه ...کهره را تا کنون نشنیده اند میتوانند به وبلاگ م سری بزنند راستی یه خبر دست اول م هم چند روز دیگر باید سور بدهد ....خبرهائی است مبارک است دیگر
9 نوشته شده توسط شهرام محمدی , در تاريخ 31/01/1386 در ساعت 00:42 با سلام و ادب : مطلب پر محتوا و جالب و پند آموزی است . بسیار سپاسگذارم .
10 نوشته شده توسط سوفیا , در تاريخ 31/01/1386 در ساعت 01:38 سلام و ادب . به روز هستم . خوشحال میشم سر بزنید و راهنمائی بفرمائید . پیشاپیش ... سپاس ... [گل] .......................... اینجا خیلی بوی شام عروسی میاد ... ما هم دعوتیم آیا !!؟
11 نوشته شده توسط هفت حرف , در تاريخ 31/01/1386 در ساعت 04:37 بسم الله عرض سلام و ادب ... وبلاگ دانشجویی "هفت حرف" از روز شنبه شروع به کار کرده است ... "هفت حرف" متشکل از هفت موضوع متنوع اندیشه ، هنری ، اقتصادی ، سیاسی ، ادبی ، اجتماعی و حقوقی است که در هفت روز هفته به صورت هر روز یک موضوع به روز می شود و از ده نویسنده برای نگارش مطالب بهره می گیرد که این جدای از هیئت تحریریه آزاد آن است ... در ضمن "هفت حرف" بخش های دیگری از جمله سرمقاله ، هفت خبر (اخبار روز سایت های دیگر) و هفت لینک (بخش پیوندهای وبلاگ) دارد که مورد اخیر نیز به صورت موضوعی مجزا و معین شده است و در صورت تمایل شما به گذاشتن لینکتان در وبلاگ ، این امر قابل بررسی می باشد... رعایت این نکته لازم است که دوستانی که تمایل به لینک شدن در "هفت حرف" دارند ، بهتر است ذکر کنند که وبلاگ شان مرتبط با کدام یک از زمینه های سیاسی، اجتماعی، اندیشه، اقتصادی، حقوقی، ادبی، هنری است و در صورت چند موضوعه بودن وبلاگ،خود تمایل دارند لینک وبلاگشان در کدام بخش گذاشته شود . مضافا اینکه کسانی که می خواهند از بخش "نویسنده مهمان" وبلاگ استفاده کنند ، می توانند مطلب ابتدایی خود را برای پست الکترونیک وبلاگ (
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
) بفرستند تا ضمن آشنایی متقابل ، امکان همکاری های متعاقب فراهم گردد. "هفت حرف" از همین ابتدا بر آن است تا تمامی تلاش خود را برای کسب نظر همه علاقه مندان انجام دهد و از همین رو خواهشمند است که شما "هفت حرف" را از نظرات خویش بی بهره نگذارید ... با تشکر ... هفت حرف
12 نوشته شده توسط محمد آقایان حسین , در تاريخ 04/02/1386 در ساعت 21:45 با سلام و درود به محضر استاد بزرگوارم اساسا این دسته از فرافکنی ها خصیصه مذهب هاست که فروید آنرا بیان کرد اما نتایج جندان درستی از آن نگرفت.شاید. به هر حال من تا به حال این مضمون را به این زیبایی ندیده بودم راستی استاد نقش خرد در شاهنامه رو برام نفرستادین اگه ممکنه زحمتش رو بکشید. با احترام
13 Comment 12 1727 نوشته شده توسط
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
, در تاريخ 21/05/1386 در ساعت 18:09 Helo1l, great site!
14 نوشته شده توسط آل مجتبی , در تاريخ 02/06/1386 در ساعت 18:14 سلام ؛ نیمه شعبان مبارک هر هفته با حافظ خوانی به روز می شویم از اینکه به ما سر می زنید و نظر می دهید ، تشکر می کنیم
15 آفتاب کازرون نوشته شده توسط دشمن زیاری , در تاريخ 13/06/1386 در ساعت 15:45 سلام دکتر عزیز ممنونم از محبت شما استاد فرهیخته. در پناه حق
Please keep the topic of messages relevant to the subject of the article. Personal verbal attacks will be deleted. Please don't use comments to plug your web site. Such material will be removed. Just ensure to *Refresh* your browser for a new security code to be displayed prior to clicking on the 'Send' button. Keep in mind that the above process only applies if you simply entered the wrong security code.
Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6 AkoComment © Copyright 2004 by Arthur Konze - www.mamboportal.com All right reserved
تاریخ بروز رسانی ( 27 فروردين 1386 ساعت 23:06 )