Mitra Global CMS
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
 

.:: نکته ها ::.

در دل هر سیبی دانه ها

محدودند

در دل هر دانه سیب ها

 نامحدود

دانه باشیم نه سیب

 
 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
Mitra Global CMS
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
 

امروز

 
پنجشنبه
اسفند
1388
20
 
 

SMS ها

بزرگي - بزرگي نا ممكن است مگر براي كساني كه بر روي بناي گذشتگان خود بنايي جديد بسازند .

كلبه ما - مي توان در كلبه ما هم شبي را روز كرد  /   بوريا گر نيست نقش بوريا افتاده است . فيضي دكني

بدشانسي و زندگي - مهم اين نيست كه هميشه در بازي زندگي تاس خوب بياوري مهم اين است كه اگر تاس بد آوردي خوب بازي كني.

زندگي _ سنگ _ رود - اگر سنگ ها در مسير رود نبودند ...... هرگز صداي آب شنيده نمي شد.

آدم مهم - همه مي خواهند ادم مهمي شوند كسي نمي خواهد آدم مفيدي باشد. چرچيل

پايان شرافت - از وقتي كه انسان دانا قدم به زمين گذاشته است انسان شريف ناپديد شده است . ژان ژاك روسو

ايمان - ايمان اعتقاد به چيزي است كه نمي بينيم. پاداش اين ايمان رسيدن به چيزي است كه به آن اعتقاد داريم.- آگوستين قديس

افكار زنداني -

افكاري كه با حرف زنداني كرده اي بايد با عمل آزاد كني / جبران خليل جبران



نوشتن - نوشتن بيرون پريدن از صف مردگان است.

قورباغه - بجه ها شوخي شوخي سنگ ريزه ها را بر سر قورباغه ها ريختند و قورباغه ها جدي جدي مردند.

زخم و راه -

گاه زخم هايي كه به پا داشته ام راه هاي جديدي را به من آموخته است.



پاييز - به آنان كه پاييز را دوست ندارند بگو پاييز بهاري است كه عاشق شده است .

افتادن -

اگر افتادي مهم نيست به شرطي كه موقع بلند شدن از زمين چيزي برداري



زخم و رفتن - گاه زخم هايي كه به پا داشته ام رفتن را به من اموخته است.

زندگي - دوچرخه سواري - زندگي مانند دوچرخه سواري است تازماني كه ركاب بزني زمين نمي خوري

انسان و فراموشي - آرزوهايت را بنويس و يكي يكي از خدا بخواه خدا يادش نمي رود ولي تو يادت مي رودچيزي كه امروز داري آرزوي ديروزت بود.

آبي - فرقي نمي كند كه اقيانوسي باشي يا گودالي هرچه هستي آبي باش .

شكل هاي بدبختي - آدمهاي خوشبخت خوشبختي هايشان شبيه به هم است ولي آدمهاي بدبخت هر كدام بدبختي هاي خاص خودشان دارد .   تولستوي

سوال - از روي سوال ادم ها بهتر از پاسخ انها مي توان قضاوت كرد. ولتر

محبت - آنكس كه براي محبت حدود قايل مي شود اصلا معناي محبت را نمي فهمد.

ايمان - قدرت پشت سر تو عظيم تر از وظيفه‌ي پيش روي توست .

شرافت و درد - دردها انسان را شريف و نجيب مي كند . رومن رولان

آموزگار و روزگار - آموزگار اول درس مي دهد بعد امتحان مي گيرد روزگار اول امتحان مي گيرد بعد درس مي دهد.

زندگي و گل سرخ - زندگي چون گل سرخي است پر از خار پر از برگ پر از عطر لطيف .  يادمان باشد اگر گل چيديم عطر و برگ و گل و خار همه همسايه ديوار به ديوار همند.

فراموشي - فراموش مكن كه فراموش شدگان فراموش كنندگان را هرگز فراموش نمي كنند.

كارهاي احمقانه - هر بامداد طرحي عاقلانه مي افكنيم و هر شامگاه مرتكب عملي احمقانه مي شويم .       كانت

رنگين كمان -

رنگين كمان پاداش كساني است كه نا آخرين لحظه زير باران مي‌مانند.



دنياي شيشه‌ اي - هميشه فكر كن توي يك دنياي شيشه اي زندگي مي‌كني ، پس سعي كن به طرف كسي سنگ پرتاب نكني چون اولين چيزي كه مي‌شكنه دنياي خودته .

كارهاي بزرگ - كساني كه دست از جان شسته‌اند و از همه چيز سرخورده‌اند تنها آنها مي‌توانند كارهاي بزرگ انجام دهند . صادق هدايت

سوال - در قلمرو زندگي ارزش و اعتبار انسانها به سوالهايي است كه مطرح مي كنند نه پاسخ هايي كه مي دهند. اندره مالرو

آرامش -

فراموش نكنيد كه تمام تلاش هاي انسان در هر زمينه اي كه باشد براي رسيدن به آرامش است.



حقيقت و آيينه - ... و حقيقت آينه اي بود كه از دست خدا به زمين افتاد و هزاران تكه شد پس هر كس تكه اي به دست گرفت و گمان كرد تمام حقيقت از آن اوست .

ردپا - كاش كسي تو دلمون پا نمي گذاشت . كسي اگه پا مي گذاشت دلمون رو تنها نمي گذاشت . اگه تنها مي گذاشت رد پاشو رو دلمون جا نمي گذاشت .

تنديس - سنگي كه طاقت ضربه‌هاي تيشه را ندارد ، تنذيس زيبا نخواهد شد ؛ از زخم تيشه خسته نشو كه وجودت شايسته تنديس است.

سلام بر افتاب - به آفتاب سلامي دوباره خواهم داد به رشد دردناك سپيدارهاي باغ كه با من از فصل هاي سرد گذر مي كردند . فروغ

سكوت - هيچ كس سخني نگفت : نه ميهمان نه صاحبخانه نه گلهاي داوودي.

دوستان خوب - دوستان خوب مثل تكه هاي پازل هستند با گم شدن يكي از انها ديگران نمي توانند جايش را پر كنند.

انتقام و بخشش - آنكه انتقام مي گيرد يك روز خوشحال است و انكه مي بخشد همه عمر. امام علي (ع)

پرواز عقاب -

در آغاز پرواز عقاب پر و بال مي‌ريزد ولي چون به اوج رسد نيازي به بر هم زدن بال‌هاي خود ندارد .   توماس جفرسون



لحظه هاي دردناك -  هميشه دردناك ترين لحظه‌هاي زندگي‌ات را كسي مي‌سازد كه زيباترين لحظه‌هاي زندگي‌ات را ساخته است.

زن و مرد و لبخند - دنيا براي يك مرد لبخند و يك لبخند براي زن دنياست. .

موفقيت و تجربه - موفقيت حاصل تصميم گيري درست است و تصميم درست حاصل تجربه و جالب اينكه تجربه اغلب حاصل تصميم گيري نادرست است .  آنتوني روبينز

تولد - سپيده كه صبح مي شود چيزي در من متولد مي شود : مثل امروز . سارا ريشهري

خنده و غم - آن كس كه بسيار مي خندد از همه غمگين تر است. 

آغاز و پايان زندگي - آنچه كرم ابريشم پايان دنيا مي پندارد از نظر پروانه آغاز زندگي است .

'گرفتار - مردم گرفتاري دارند گرفتار نيستند بايد گرفتار بود.         گلشيري

كشف اقيانوس - براي كشف اقيانوس هاي جديد بايد شهامت ترك ساحل ارامش خويش را داشته باشيد .اين دنيا دنياي تغيير است نه تقدير. تولستوي

صفت زن و مرد - از زنان مرد صفت و مردان زن صفت بدم مي ايد هر كس بايد نقش خود را ايفا كند. ناپليون

عظمت انسان - دريا باش كه اگر كسي سنگي به سويت پرتاب كرد سنگ غرق شود نه آنكه تو متلاطم شوي .

سكوت - چقدر اندك هستند كلماتي كه ارزششان بيش از سكوت باشد.

اشك -

اگه مثل اشك تو چشام باشي قول ميدم واسه موندنت تا آخر عمر گريه نكنم .



رازداري زنانه - زنان نيز مثل مردان مي توانند رازدار باشند ولي راز خود را به همديگر مي گويند تا در رازداري شريك باشند. ناپليون 

خوشبختي و پروانه -

خوشبختي مثل يه پروانه است . وقتي دنبالش مي‌دوي پرواز مي‌كنه اما وقتي وايسي مياد رو سرت ميشينه .



امام حسين -

او راز شهود خويش را مي دانست      /        گودال فرود خويش را مي دانست

چون شاعر چيره اي از اغاز سخن       /       پايان سرود شعر خويش را مي دانست



پرتگاه - اگر خداوند تو رو لب پرتگاه برد نترس چون يا تو رو در آغوش مي گيره يا پرواز كردن بهت مي اموزه

 
 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
 

آدرسهای مرتبط

آدرس من در بلاگفا
كازرون نوشت
دكتر علي شريعتي
استاد شیخ الحکمایی
ستيغ سخن ( فرهنگسراي كازرون )
گلبن 1 مهدی تقی نژاد (شاعر)
گلبانگ (مهدي تقي نژاد)
شهر غزل ( استاد رضا معتمد )
مشق - محمد دادفر
به سوي سيمرغ
سوفيا ( دوستار دانش )
سوفيا در بلاگفا
م (فرهنگ و هنر )
محمد مظفري
نسیم جنوب ( هفته نامه )
پیغام ( هفته نامه )
بیشابور ( هفته نامه کازرون )
يونس 458(استاد حيدري)
هفت خوان (استاد خزايي)
سيماچه ي تماشا (مهدي خليل زاده )
امير خان (شب هاي ديوونگي)
حسن بوشهریان
lمهدي نصوري
مهدي بسارده
زيبا
مدارا (حميد موذني )
آفتاب كازرون ( دكتر دشمن زياري)
مي و ني ( دكتر سمانه رمضاني )
نوشتارك ( سارا مويدي )
علي هوشمند
هنركده ( حميد بناري )
پوتين ( اسماعيل جعفري )
استاد شاپور جوركش
جستار ( استاد داريوش آشوري )
شعر ميخوش(ميخوش ولي زاده)
دكتر اسلامي ندوشن
فريدون مشيري
احمد شاملو
حكمت شادان (مجيد اجرايي)
فدريكو گارسيا لوركا
مسعود ماهيني - كاريكاتور
محمد علي ابطحي
اسماعيل منصور نژاد
مسعود بهنود
دكتر رضا اذين
فروغ
سيد علي صالحي
به سوي سيمرغ
تاريخ فلسفه
رحيم پور ازغندي
هويت - محسن ملاح
مركز حافظ شناسي
مركز گفت و گوي اديان و تمدن
عرفان شمس
خانه موسيقي
خانه سينما
خانه كتاب
علوم و تحقيقات
بخارا
سينما تاتر
هودج ( محمد لطفي - تاتر)
حميده ماحوزي

موسيقي

           دل ديوونه من

بایگانی

   
خار صحرا به نگاهم گل ابريشم شد نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط عباس عاشوري نژاد   
29 دی 1385 ساعت 01:51

اشاره :

اين يادداشت را كه شايد بتوان بر آن نام فرضيه پردازي نهاد هم نشريه‌ي نصير بوشهر در ويژه نامه‌ي چهلمين روز درگذشت نامدارترين بازمانده‌ي شعر نيمايي – استاد منوچهر آتشي - به چاپ رسانيد و هم نشريه‌ي بيشاپور كازرون در ويژه نامه‌ي اولين سالگرد فقدان اين بزرگ شاعر كشور – دوم آذر 1385 .

سر دبير بخش ادب و هنر نشريه‌ي اخير جناب حسن حاتمي شاعر و مردم‌شناس بزرگ شهر ما در مقدمه‌اي با عنوان جدال سردبير با ... همچنين نوشت : « براي شناخت شاعر غربت سه سر مقاله برگزيده شده از عباس عاشوري نژاد ، يوسفعلي ميرشكاك و نگارنده كه در مجموع حسب حال شاعر غربت ما را بيان كافي دارد .

عباس عاشوري نژاد همشهري فرهيخته‌اي است مشرف بر حيات منوچهر خان و بسيار مو شكافانه و دقيق چهره‌ي زندگي او را ترسيم كرده است .

در واقع منوچهر شاعر بود و شاعرانه زيست كه زيست اواخر حياتش را در مقاله‌‌ي يوسفعلي ميرشكاك مي‌بينيد . نويسنده‌اي كه بر گرده‌ي بسياري شلاق كشيد اما در برابر منوچهر به گريه نشست ... » .

و من در مقابل بنده نوازي استاد چه مي‌توانم بگويم جز قول خواجه‌ي شيراز :

« اين گدا بين كه چه شايسته‌ي انعام افتاد » .

خار صحرا به نگاهم گل ابریشم شد

« ... از پیام تو دل خسته ی ما خرم شد                 

                           خار صحرا به نگاهم گل ابریشم شد

اشک ما رنگ وفا داد به رخسار شما                 

                           آفتاب ای عجبا! شیفته ی شبنم شد

سر که از بار تفکر چو شتر خم شده بود             

                      از جنون مست و سبکبال شد و آدم شد

خامه از برکت نام تو شکر پاشی کرد              

                       نی خشکیده به یمن نفست زمزم شد... »  

                                                                                «منوچهر آتشی»
 

این فقط یک فرضیه است: در دوران معاصر نیز هستند کسانی که بیشتر از آتشی شعر را می خوانند،بیشتر می نویسند،زیباتر می آرایند،دایره ی مطالعات شان بیشتر و بعید نیست که عمیق تر است ولی چون شاعرانه نزیستند،آتشی نشدند.

این فرضیه و فرضیات مکمل آن،این قابلیت را دارد تا در قالب پژوهشی «متدیک»چنان موردتحقیق قرار گیرد تا در صورت اثبات به «نظریه»مبدل شود.

فرضیه ی مذکور مبتنی بر شناخت این«مسأله»است که چرا بسیاری آن چنان که می دانند،زندگی نمی کنند؟در راستای این مسأله،سوال مورد بحث این نوشتار چنین است:آیا آتشی آن چنان که می دانست زندگی می کرد؟یافتن پاسخ های چنین سوالی از راه های مختلف قابل پیگیری است و یکی از این راه ها که به شاهراه می ماند،مطالعه ی حضور مردم در زندگی شاعر و حضور شاعر در زندگی مردم است.

از منظر روان شناسی،حضور حقیقی دو موجود،زمانی قابل اعتبار است که «اعتماد»پایه های ساختمانش باشد و اعتماد میسر نمی شود مگر این که تجربه ی جمعی در مورد چیزی به «باور»رسیده باشد.گمان می کنم از منظر حافظه ی جمعی این باور شکل گرفته بود که آتشی،به حوزه ای بدیع از معرفت دست یافته بود که او را قادر ساخت تا زندگی اش را در متن اندیشه اش قرار دهد.این نکته قابل تأمل فراوان است که او آن چه را می دانست و می آموخت،تجربه می کرد.آفت بسیاری از اندیشمندان را درست در همین جا باید جست و جو کرد که بسیار می دانند و کم بر مبنای دانسته های شان زندگی می کنند،بنابراین زندگی آن ها «سلوک»نخواهد بود و به تعبیری حافظه ی جمعی پنهان نمی ماند.در این صورت اندیشمند با هر میزان اندوخته ی دانش،بر مبنای پیرامون و یا حتی ملاحظه ی پیرامونش سیر خواهد کرد.در چنین شرایطی مسائل اقتصادی،سیاسی و اجتماعی است که شاعر را به راه می برد و درست در همین جاست که اندیشمند از آرمان ها و اسطوره ها فاصله می گیرد و شاعرانه زیستن به عاقلانه زیستن-در معنای عقل مرسوم-مبدل می شود.پس زیستن در متن اندیشه و البته فراتر از عقلانیت مرسوم،شاعرانه زیستن است.مثلاً «نیچه» که یک فیلسوف بزرگ و از افتخارات اندیشه ی بشر است،در ابتدا آدم مغروری بود،آن قدر که حق را متعلق به آدم زورمند می دانست و برای زور،اصالت قائل بود.وی در اواخر عمر به قدری لطیف و محبت شناس و انسان دوست شده بود که از کوچه ای گذر می کرد،یک گاری چپه شده با همه ی بار سنگینش،روی اسب وارونه توی جوی افتاده بود و گاریچی که گویا اسب مال خودش نیست همه تلاشش این بود که اسب را به هر نحوی شده تحریک کند تا زودتر بلند شده و راه بیفتد و بارش را به مقصد برساند و اگر هم اسب بیچاره ناقص می شد،چه اهمیتی داشت،مهم این بود که با وحشی گری تمام اسب بیچاره را زیر ضربات شلاق گرفته و اسب هم گاهی از ترس شلاق خیز برمی داشت،ولی زیر فشار سنگین ،دوباره می افتاد،به طوری که پایش مجروح شد و شکست.نیچه این وضع را که می بیند،به شدت عصبانی می شود و از گاریچی می خواهد که این کار را نکند و می گوید اول باید بارها را برداشت و بعد اسب را بلند کرد.گاریچی حوصله ی این حرف ها را ندارد و اعتنایی نمی کند.نیچه عصبانی می شود،یقه ی گاریچی را می گیرد تا به اسب شلاق نزند و گاریچی به جان فیلسوف می افتد و فیلسوف،مجروح می شود و سپس می میرد.این چه معامله ای ست؟فیلسوفی می میرد تا اسبی زنده بماند!

آیا این ضد منطق است؟نه نیست.منطقی است؟باز هم نیست؟پس چیست؟فراتر از منطق است،فرا منطقی است،فرا عقلانی است.شاعرانه اندیشیدن،شاعرانه زیستن و شاعرانه مردن است.زمانی که آتشی را به خاک سرد سپردند و آب ها کم کم از آسیاب افتاد و هر کسی بی تأخیر و با تأخیر به زندگی خویش برمی گشت،شب هنگام تلفن همراه زنگ خورد،محمد دادفر (نماينده‌ي پيشين مردم بوشهر در مجلس ) بود با صدایی که کمتر تجربه اش را داشتم.می گفت می خواهد قبل از بازگشت به تهران مرا ببیند.قبل از پروازش وعده گذاشتیم.او در پارکینگ فرودگاه از آخرین روزهای زندگی شاعر سخن ها گفت،اندک ولی هر کدامش رمزی از گزندی بود.سخنانی که:

گر نبودی زحمت نامحرمی                  

چند حرفی از وفا وا گفتمی

و البته هم گفت: شاعر در آخرین لحظات عمرش در بیمارستان آرزوی لانه ای 25متری را داشته است که متعلق به خودش باشد.

دردی از اعماق،آن چنان همه ی وجودم را فرا گرفت که گویی ز مهریر انسانیت را با «ادیپوس»سوفکل در شهر«تبای» دیگر بار به تجربه نشسته ام.دردی از آن دست که تنها «ایسمنه»هیبتش را دریافته و «آنتیگونه»بیچاره به استقبالش رفته بود و زمانی اسطوره ای نیاز است تا «همسرایان»شاید بتوانند آن را بسرایند.حدیثی این چنین را بگذارم و بگذرم که نه زمانش هست و نه امروز توانش.این قدر نوشتم تا این نکته ی مختصر را بنویسم که شاعری که می توانست شعر را بسازد و از ساخت و سازش شبه کاخی در«جردن»تهران بپردازد و ویلایی در رامسر و ... به معامله ای پرداخت که در آرزوی لانه ی 25 متری در غربت درگذشت.آری این چنین بود سرگذشت شاعر فرا عقلانی.

این چنین است شاعر زیستن ،در اوج ماندن و در خاطره ی انسانی حضور ممتد داشتن و چنین می شود که در بزرگ داشتش،چه در هنگام حیات و چه در مماتش،سبزی فروشان بازار صفا حضور دارند و فروشندگان بازار بی صفای ملت.دانش آموزان کم سن و سال که شعر را نمی توانند حتی درست بخوانند،می گریند و استاد فرزانه ی ما دکتر“سیدجعفر حمیدی“بر فراز گنبد شیخ حسین خان چاهکوتاهی ایستاده است و انديشناك به آتش فروزانی می‌نگرد که عنقریب در خاک پست سرد به ابدیت می پیوندد.


تعداد نمايش: 1510

  نظرات (10)
RSS نظرات
 1 تصحيح
نوشته شده توسط عباس عاشوري نژاد website, در تاريخ 02/11/1385 در ساعت 06:31
دوستان عزيزم سلام .  
نظر به اينكه سيستم نظردهي را به اين شكل جديد به تازگي نصب كرده ايم تذكر 2 نكته ضروري است : 
1 - در قسمت نظرات مي توانيد هر گونه نظري حتي خارج از ارتباط با مطلب عنوان كنيد  
2 - به همين دليل نظراتي كه قبلا شما در ارتباط با مطالب وب سايت مطرح كرده بوديد حذف گرديده بنابراين خوشحال مي شويم در صورت تمايل نظرات خود را مجددا بنويسيد
 2 نوشته شده توسط رمضانی website, در تاريخ 02/11/1385 در ساعت 10:00
سلام! من باز مزاحم شدم نظرم هم خیلی مربوط نیست! یعنی نخوندم هنوز ÷ستتون رو که نظری داشته باشم!! :grin  
...میخواستم بگم به وبلاگ توی لیست لینکهام یه سری بزنین! جالبه! 
همین! 
بعدش هم فکر نکنم سایت اف بی آی هم اینقدر دنگ و فنگ داشته باشه نظر گذاشتنش!! :? ولی خب جالبه! تنوعیه در نوع خودش! : :upset :zzz  
فعلآ! 8)
 3 اهه! اینجانب...
نوشته شده توسط رمضانی website, در تاريخ 02/11/1385 در ساعت 10:06
ااااااااااااا!!! یعنی من اولین نفر بیدم که این مدل نظرخواهی رو افتتاح کردم؟؟ چه افتخار بزرگی!! :grin  
ااااااااااااا!!! چرا نظرهای آدمو میخوره این؟؟ گفتم به وبلاگ تنهایی توی لیست لینک هام سر بزنین. ولی تنهاییش رو سانسور کرد!! :x
 4 خار صحرا به نگاهم گل ا
نوشته شده توسط مهدی خلیل زاده website, در تاريخ 03/11/1385 در ساعت 15:17
سلام استاد . یاد " م.گارسیا " افتادم که فرمود : " اگر شعر نتواند تغییر دهد جامعه را ، باید تغییر داد هرآنچه را که شعر مینامند " . عشق ، زمان ، آسمان و حتی خدا هم مال آتشی است و " چه اهمیت دارد " از دید محدود امثال من "گاه اگر میرویند قارچهای غربت " . کاش فضا مجاز نبود تا سیر داد میزدم .
 5 نوشته شده توسط م website, در تاريخ 03/11/1385 در ساعت 16:03
سلام 
استاد عزیز 
......................... 
اولین بار میام اینجا..........یه خورده پس زمینه درد جاودانگی زیبا بود اون طبیعت سبز با اون درختای خشکیده با اون فضای مه آلود.......................از مه اونجا خوشم اومد.... 
مطالب رو خوندم.......از عصبانیت « نیچه » لذت بردم! 
 
« دل من قطره ای شد که از چــــــــــــــــــــــــــشم فلک ریخت!» ـــــــــــــــــــــــــــــ م ــــــــــــــــــــــــــــــ ـــ 
نمی دانم چرا  
حس می کنم خدا خوابیده است 
هزاران سال گذشته 
هنوز وعده های داده شده به انجام نرسیده اند 
انسان فراموش شده 
درد دست از سر آدم بر نمی دارد 
چرا باید بدانیم؟ 
آیا با دانستن گناهان ما بیشتر نمی شوند؟ 
آیا با دانستن وعده های چندین هزار ساله انجام می پذیرند؟ 
خدا آیا... 
................................... 
کاش قبل از امتحان یهس ر میزدم نمونه سوالات رو میدیدم 
باز هم مثل همیشه...! 
.......... 
ممنون و منتظر 
این سومین باره امیدوارم این یکی برسه دستتون 
............... 
بعد یه خورده اگه ممکنه فونت نوشته ها رو تغییر بدید  
ممنون
 6 (!)
نوشته شده توسط خداي گورستان website, در تاريخ 04/11/1385 در ساعت 01:04
خوب 

مباركه 
ي كم جا خوردم وقتي رسيدم اينجا 
ي مشكلي هست 
اينجا خيلي دير لود ميشه! 
اتوبيوگرافي ! رو خوندم 
شما كه استاد هستين ..ميدونين الان وقت امتحانا و درس و .... پس بايد ببخشين اگه الان مرخص ميشم... 
ولي متمئن هستم كه صرفرست برميگردم 
... 
موفق باشين 
 
null
 7 نوشته شده توسط مينا رصافيان, در تاريخ 04/11/1385 در ساعت 11:05
سلام بر جناب دكتر 
وصف حالتون از برادرم كه دانشجوتون بوده خيلي شنيده ام . 
اصلا فكر نمي كردم بزرگترين شاعر معاصر روزگارش اين باشه . 
من اهل ساري هستم و از خوندن نوشته هاي جنوبي ها لذت مي برم.
 8 نوشته شده توسط م website, در تاريخ 04/11/1385 در ساعت 18:44
زمان دارد زیر پایم صدا می زند 
با کفش هایم همدست شده اند 
می بینی؟ 
پاهایم کفش هایم را به حرکت در می آورد 
زمان هم حرکت می کند 
اگر بایستم زمان می ایستد؟! 
................... 
ممنون فکر کنم مشکل حل شد و عضو شدم!
 9 مباركه
نوشته شده توسط س م, در تاريخ 04/11/1385 در ساعت 22:19
سلام استاد عزيز: 
تبريك مي گم وب سايت خيلي قشنگي هستش... 
اولين بار ميام اينجا ولي زيباست 
موفق باشيد 
......................
 10 ‌enteghad
نوشته شده توسط كوروش, در تاريخ 21/07/1387 در ساعت 22:27
درود بر شما استاد بزرگوار 
سايت شماراديدم وچندتااز مقالاتتون راخوندم. اول اينكه درسايت شما يك خلاء بزرگ وجوددارد و آن هم يك كتابخانه شخصي الكترونيكي براي دانلود كتاب ميباشد كه متاسفانه اين مورد درسايت وجودندارد اميدوارم هرچه زودتر يك كتابخانه براي مراجعه كنندگانتون توي سايت بزاريد. 
نكته دوم اينكه دوره افكاروانديشه هاي علي شريعتي تموم شده وديگه نسل جوون امسال شريعتي داستان سرار ومغلطه كار رانميپسنده. به قول يكي از دوستان شريعتي يك داستانسرا است نه يك اسلام شناس .من كه خودم هيچ وقت شريعتي مغلطه كار رابخاطر دروغي كه گفته نميبخشم.دركتاب بازگشت به خويش ميگه ايرانيها باآغوش باز اسلام رو پذيرفتند. 
آخه يكي نبود به اين آدم مغلطه كار بگه پس اين همه شورش برعليه عربها بخاطر چه بود. 
آقاي دكتر عاشوري اگه ميشه اسم شريعتي روكه صاحب بزرگترين كارخانه مغلطه بافي است را ازسايت بيرون بكش تا سايت يه نفسي تازه كنه متشكرم.  
درود بركورش بزرگ :)

نوشتن نظر
  • Please keep the topic of messages relevant to the subject of the article.
  • Personal verbal attacks will be deleted.
  • Please don't use comments to plug your web site. Such material will be removed.
  • Just ensure to *Refresh* your browser for a new security code to be displayed prior to clicking on the 'Send' button.
  • Keep in mind that the above process only applies if you simply entered the wrong security code.
نام:
پست الكترونيك
وب سايت
عنوان:
BBCode:Web AddressEmail AddressBold TextItalic TextUnderlined TextQuoteCodeOpen ListList ItemClose List
نظر:



كد:* Code
I wish to be contacted by email regarding additional comments

Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6
AkoComment © Copyright 2004 by Arthur Konze - www.mamboportal.com
All right reserved

تاریخ بروز رسانی ( 17 فروردين 1386 ساعت 17:16 )
 
< بعد   قبل >
   

نظر سنجی

دانشجویان عزیز : لطفا نحوه تدریس من را ارزیابی کنید .
نحوه تدریس من چگونه است ؟

مدير سايت

 

<:: عباس عاشوري نژاد ::>

عضو هيات علمي دانشگاه

ليسانس:تاريخ ايران و جهان (اصفهان)

فوق ليسانس:تاريخ ايران و جهان(تهران)

دكتري:ايران از اسلام تا معاصر (اصفهان)

تولد : بهار شيراز ۱۳۴۷

نوجواني و بهاري از جواني :

شهر سبز (كازرون)

فرار از مدرسه به بهانه‌ي مدرسه :

(اصفهان - ۱۳۶۵ - ۱۳۶۹)

در امتداد شب همچنان در جستجو :

(تهران ۱۳۶۹ - ۱۳۷۲)

سپيده دميد : (شهر درياها - بوشهر) :

۱۳۷۲ - همچنان در خدمتيم

 

 

... و جاودانگي

رازش را با تو

در ميان نهاد

آن گه تو به هيات

گنجي در آمدي

بايسته و آز انگيز ...

 

ساعت

 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
   
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS