اشاره :
اين يادداشت را كه شايد بتوان بر آن نام فرضيه پردازي نهاد هم نشريهي نصير بوشهر در ويژه نامهي چهلمين روز درگذشت نامدارترين بازماندهي شعر نيمايي – استاد منوچهر آتشي - به چاپ رسانيد و هم نشريهي بيشاپور كازرون در ويژه نامهي اولين سالگرد فقدان اين بزرگ شاعر كشور – دوم آذر 1385 .
سر دبير بخش ادب و هنر نشريهي اخير جناب حسن حاتمي شاعر و مردمشناس بزرگ شهر ما در مقدمهاي با عنوان جدال سردبير با ... همچنين نوشت : « براي شناخت شاعر غربت سه سر مقاله برگزيده شده از عباس عاشوري نژاد ، يوسفعلي ميرشكاك و نگارنده كه در مجموع حسب حال شاعر غربت ما را بيان كافي دارد .
عباس عاشوري نژاد همشهري فرهيختهاي است مشرف بر حيات منوچهر خان و بسيار مو شكافانه و دقيق چهرهي زندگي او را ترسيم كرده است .
در واقع منوچهر شاعر بود و شاعرانه زيست كه زيست اواخر حياتش را در مقالهي يوسفعلي ميرشكاك ميبينيد . نويسندهاي كه بر گردهي بسياري شلاق كشيد اما در برابر منوچهر به گريه نشست ... » .
و من در مقابل بنده نوازي استاد چه ميتوانم بگويم جز قول خواجهي شيراز :
« اين گدا بين كه چه شايستهي انعام افتاد » .
خار صحرا به نگاهم گل ابریشم شد
« ... از پیام تو دل خسته ی ما خرم شد
خار صحرا به نگاهم گل ابریشم شد
اشک ما رنگ وفا داد به رخسار شما
آفتاب ای عجبا! شیفته ی شبنم شد
سر که از بار تفکر چو شتر خم شده بود
از جنون مست و سبکبال شد و آدم شد
خامه از برکت نام تو شکر پاشی کرد
نی خشکیده به یمن نفست زمزم شد... »