Mitra Global CMS
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
 

.:: نکته ها ::.

در دل هر سیبی دانه ها

محدودند

در دل هر دانه سیب ها

 نامحدود

دانه باشیم نه سیب

 
 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
Mitra Global CMS
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
 

امروز

 
چهارشنبه
اسفند
1388
19
 
 

SMS ها

تولد - سپيده كه صبح مي شود چيزي در من متولد مي شود : مثل امروز . سارا ريشهري

قورباغه - بجه ها شوخي شوخي سنگ ريزه ها را بر سر قورباغه ها ريختند و قورباغه ها جدي جدي مردند.

خوشبختي و پروانه -

خوشبختي مثل يه پروانه است . وقتي دنبالش مي‌دوي پرواز مي‌كنه اما وقتي وايسي مياد رو سرت ميشينه .



آغاز و پايان زندگي - آنچه كرم ابريشم پايان دنيا مي پندارد از نظر پروانه آغاز زندگي است .

ايمان - ايمان اعتقاد به چيزي است كه نمي بينيم. پاداش اين ايمان رسيدن به چيزي است كه به آن اعتقاد داريم.- آگوستين قديس

رازداري زنانه - زنان نيز مثل مردان مي توانند رازدار باشند ولي راز خود را به همديگر مي گويند تا در رازداري شريك باشند. ناپليون 

امام حسين -

او راز شهود خويش را مي دانست      /        گودال فرود خويش را مي دانست

چون شاعر چيره اي از اغاز سخن       /       پايان سرود شعر خويش را مي دانست



زندگي - دوچرخه سواري - زندگي مانند دوچرخه سواري است تازماني كه ركاب بزني زمين نمي خوري

سلام بر افتاب - به آفتاب سلامي دوباره خواهم داد به رشد دردناك سپيدارهاي باغ كه با من از فصل هاي سرد گذر مي كردند . فروغ

زخم و رفتن - گاه زخم هايي كه به پا داشته ام رفتن را به من اموخته است.

زندگي و گل سرخ - زندگي چون گل سرخي است پر از خار پر از برگ پر از عطر لطيف .  يادمان باشد اگر گل چيديم عطر و برگ و گل و خار همه همسايه ديوار به ديوار همند.

انتقام و بخشش - آنكه انتقام مي گيرد يك روز خوشحال است و انكه مي بخشد همه عمر. امام علي (ع)

خنده و غم - آن كس كه بسيار مي خندد از همه غمگين تر است. 

سوال - در قلمرو زندگي ارزش و اعتبار انسانها به سوالهايي است كه مطرح مي كنند نه پاسخ هايي كه مي دهند. اندره مالرو

دوستان خوب - دوستان خوب مثل تكه هاي پازل هستند با گم شدن يكي از انها ديگران نمي توانند جايش را پر كنند.

زندگي _ سنگ _ رود - اگر سنگ ها در مسير رود نبودند ...... هرگز صداي آب شنيده نمي شد.

صفت زن و مرد - از زنان مرد صفت و مردان زن صفت بدم مي ايد هر كس بايد نقش خود را ايفا كند. ناپليون

اشك -

اگه مثل اشك تو چشام باشي قول ميدم واسه موندنت تا آخر عمر گريه نكنم .



ايمان - قدرت پشت سر تو عظيم تر از وظيفه‌ي پيش روي توست .

افكار زنداني -

افكاري كه با حرف زنداني كرده اي بايد با عمل آزاد كني / جبران خليل جبران



محبت - آنكس كه براي محبت حدود قايل مي شود اصلا معناي محبت را نمي فهمد.

پايان شرافت - از وقتي كه انسان دانا قدم به زمين گذاشته است انسان شريف ناپديد شده است . ژان ژاك روسو

دنياي شيشه‌ اي - هميشه فكر كن توي يك دنياي شيشه اي زندگي مي‌كني ، پس سعي كن به طرف كسي سنگ پرتاب نكني چون اولين چيزي كه مي‌شكنه دنياي خودته .

سكوت - هيچ كس سخني نگفت : نه ميهمان نه صاحبخانه نه گلهاي داوودي.

تنديس - سنگي كه طاقت ضربه‌هاي تيشه را ندارد ، تنذيس زيبا نخواهد شد ؛ از زخم تيشه خسته نشو كه وجودت شايسته تنديس است.

ردپا - كاش كسي تو دلمون پا نمي گذاشت . كسي اگه پا مي گذاشت دلمون رو تنها نمي گذاشت . اگه تنها مي گذاشت رد پاشو رو دلمون جا نمي گذاشت .

كارهاي احمقانه - هر بامداد طرحي عاقلانه مي افكنيم و هر شامگاه مرتكب عملي احمقانه مي شويم .       كانت

انسان و فراموشي - آرزوهايت را بنويس و يكي يكي از خدا بخواه خدا يادش نمي رود ولي تو يادت مي رودچيزي كه امروز داري آرزوي ديروزت بود.

پرتگاه - اگر خداوند تو رو لب پرتگاه برد نترس چون يا تو رو در آغوش مي گيره يا پرواز كردن بهت مي اموزه

فراموشي - فراموش مكن كه فراموش شدگان فراموش كنندگان را هرگز فراموش نمي كنند.

زخم و راه -

گاه زخم هايي كه به پا داشته ام راه هاي جديدي را به من آموخته است.



بزرگي - بزرگي نا ممكن است مگر براي كساني كه بر روي بناي گذشتگان خود بنايي جديد بسازند .

كلبه ما - مي توان در كلبه ما هم شبي را روز كرد  /   بوريا گر نيست نقش بوريا افتاده است . فيضي دكني

آبي - فرقي نمي كند كه اقيانوسي باشي يا گودالي هرچه هستي آبي باش .

آدم مهم - همه مي خواهند ادم مهمي شوند كسي نمي خواهد آدم مفيدي باشد. چرچيل

شكل هاي بدبختي - آدمهاي خوشبخت خوشبختي هايشان شبيه به هم است ولي آدمهاي بدبخت هر كدام بدبختي هاي خاص خودشان دارد .   تولستوي

رنگين كمان -

رنگين كمان پاداش كساني است كه نا آخرين لحظه زير باران مي‌مانند.



موفقيت و تجربه - موفقيت حاصل تصميم گيري درست است و تصميم درست حاصل تجربه و جالب اينكه تجربه اغلب حاصل تصميم گيري نادرست است .  آنتوني روبينز

آموزگار و روزگار - آموزگار اول درس مي دهد بعد امتحان مي گيرد روزگار اول امتحان مي گيرد بعد درس مي دهد.

افتادن -

اگر افتادي مهم نيست به شرطي كه موقع بلند شدن از زمين چيزي برداري



زن و مرد و لبخند - دنيا براي يك مرد لبخند و يك لبخند براي زن دنياست. .

پرواز عقاب -

در آغاز پرواز عقاب پر و بال مي‌ريزد ولي چون به اوج رسد نيازي به بر هم زدن بال‌هاي خود ندارد .   توماس جفرسون



'گرفتار - مردم گرفتاري دارند گرفتار نيستند بايد گرفتار بود.         گلشيري

سكوت - چقدر اندك هستند كلماتي كه ارزششان بيش از سكوت باشد.

كارهاي بزرگ - كساني كه دست از جان شسته‌اند و از همه چيز سرخورده‌اند تنها آنها مي‌توانند كارهاي بزرگ انجام دهند . صادق هدايت

شرافت و درد - دردها انسان را شريف و نجيب مي كند . رومن رولان

بدشانسي و زندگي - مهم اين نيست كه هميشه در بازي زندگي تاس خوب بياوري مهم اين است كه اگر تاس بد آوردي خوب بازي كني.

كشف اقيانوس - براي كشف اقيانوس هاي جديد بايد شهامت ترك ساحل ارامش خويش را داشته باشيد .اين دنيا دنياي تغيير است نه تقدير. تولستوي

آرامش -

فراموش نكنيد كه تمام تلاش هاي انسان در هر زمينه اي كه باشد براي رسيدن به آرامش است.



سوال - از روي سوال ادم ها بهتر از پاسخ انها مي توان قضاوت كرد. ولتر

عظمت انسان - دريا باش كه اگر كسي سنگي به سويت پرتاب كرد سنگ غرق شود نه آنكه تو متلاطم شوي .

لحظه هاي دردناك -  هميشه دردناك ترين لحظه‌هاي زندگي‌ات را كسي مي‌سازد كه زيباترين لحظه‌هاي زندگي‌ات را ساخته است.

پاييز - به آنان كه پاييز را دوست ندارند بگو پاييز بهاري است كه عاشق شده است .

نوشتن - نوشتن بيرون پريدن از صف مردگان است.

حقيقت و آيينه - ... و حقيقت آينه اي بود كه از دست خدا به زمين افتاد و هزاران تكه شد پس هر كس تكه اي به دست گرفت و گمان كرد تمام حقيقت از آن اوست .

 
 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
 

آدرسهای مرتبط

آدرس من در بلاگفا
كازرون نوشت
دكتر علي شريعتي
استاد شیخ الحکمایی
ستيغ سخن ( فرهنگسراي كازرون )
گلبن 1 مهدی تقی نژاد (شاعر)
گلبانگ (مهدي تقي نژاد)
شهر غزل ( استاد رضا معتمد )
مشق - محمد دادفر
به سوي سيمرغ
سوفيا ( دوستار دانش )
سوفيا در بلاگفا
م (فرهنگ و هنر )
محمد مظفري
نسیم جنوب ( هفته نامه )
پیغام ( هفته نامه )
بیشابور ( هفته نامه کازرون )
يونس 458(استاد حيدري)
هفت خوان (استاد خزايي)
سيماچه ي تماشا (مهدي خليل زاده )
امير خان (شب هاي ديوونگي)
حسن بوشهریان
lمهدي نصوري
مهدي بسارده
زيبا
مدارا (حميد موذني )
آفتاب كازرون ( دكتر دشمن زياري)
مي و ني ( دكتر سمانه رمضاني )
نوشتارك ( سارا مويدي )
علي هوشمند
هنركده ( حميد بناري )
پوتين ( اسماعيل جعفري )
استاد شاپور جوركش
جستار ( استاد داريوش آشوري )
شعر ميخوش(ميخوش ولي زاده)
دكتر اسلامي ندوشن
فريدون مشيري
احمد شاملو
حكمت شادان (مجيد اجرايي)
فدريكو گارسيا لوركا
مسعود ماهيني - كاريكاتور
محمد علي ابطحي
اسماعيل منصور نژاد
مسعود بهنود
دكتر رضا اذين
فروغ
سيد علي صالحي
به سوي سيمرغ
تاريخ فلسفه
رحيم پور ازغندي
هويت - محسن ملاح
مركز حافظ شناسي
مركز گفت و گوي اديان و تمدن
عرفان شمس
خانه موسيقي
خانه سينما
خانه كتاب
علوم و تحقيقات
بخارا
سينما تاتر
هودج ( محمد لطفي - تاتر)
حميده ماحوزي

موسيقي

           دل ديوونه من

بایگانی

   
کس به چیزی ؛ یا پشیزی ، بر نگیرد سکه ها مان را نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط عباس عاشوري نژاد   
04 شهریور 1386 ساعت 15:12

کس به چیزی ؛ یا پشیزی ، بر نگیرد سکه ها مان را


۰در حکایت میراث فرهنگ و تمدن ایران زمین۰

عباس عاشوري نژاد 

برای آنکه نامش برای من میراث بزرگ فرهنگ گذشته است : رضا معتمد


          تخت جمشيد امروز (دروازه ملل)                  تخت جمشيد ديروز  (دروازه ملل)

این هم از آرزو های بزرگ ماست که زمانی فرا رسد که از منظری " غیر ناستالوژیک " به چند و چون مسائل دیروز و امروز بپردازیم .

اما گویا این هم از سرنوشت ماست که همواره با بیم و امید باز هم در فضايي ناستالوژيك به چند و چون مسائل دیروز و امروز بپردازیم . 
بی تردید ، هر ملتی میراثی دارد و میراث دور و نزدیک او ، هم برای خودش ارزشمند است و هم دیگران باید با نگاهی احترام آمیز به بنگرند . اما چه باید کرد که در این رسم ارزشمند ، گاه بُد رسمی پدید می آید و آن میراث ، در کجراهه افراط و تفریط یا در برهوت بی حاصلی می انجامد و یا در سیلاب بُد فهمی ، غرقه در آب می شود .
جست و جوی آبشخور افراط و  تفریط در میراث فرهنگ و تمدن از زوایایی چند ، از جمله زاویه روانشناختی و جامعه شناختی قابل تبیین است . در نگاهی آسیب شناسانه ، این اتفاق نا خجسته را می توان از سر عقب ماندگی از قافله فرهنگ و تمدن منطقه ای و جهانی دانست و یا از سر یاّس و ناشی از نا کارآمدی ساختار های جامعه ، همچنین می توان خود بزرگ پنداری و خود کوچک بینی را از عوامل این اتفاق دانست ، هم می توان کم توجهی و بی توجهی به میراث ملی و دینی را و هم محدودیت های ناشی از اطلاعات تاریخی را و هم …

ادامه مطلب

 هر کدام از فرضیات مطرح شده یا نشده را اگر مبنای طرح سئوالاتی روشمند قرار دهیم و از منظری متدلوژیک به " مسائل " بنگریم ، رهیافت هایش هم به شناخت عمیق تر مسائل کمک خواهد کرد و هم به جستن راه هایی برای حل مسائل ، اما نگارنده نه قصد آن دارد که در این مجال اندک به آسیب شناسی فرهنگ و تمدن ایران زمین بپردازد و نه قصد آن دارد که از ارزشمندی این میراث سخنی گوید چرا که حداقل این مورد اخیر را هم فرهنگ عمومی می داند و هم متولیان فرهنگ رسمی . اما چه باید کرد که این دانستن اگر چه از منظر قدمای فرهیخته ما ، در معنای توانستن بوده است­­­ {1} ، امروز دیگر آن بار معنایی خود را از دست داده است و بهترین شاهد این مدعا این است که در اکثر قریب به اتفاق متولیان میراث اراده ای آنچنان که شایسته ی فرهنگ و تمدن ماست ، برای حفظ و فهم این فرهنگ و تمدن مشاهده نمی شود و تا سوالی از این دسته مطرح شود به پاسخ همیشگی و ملامت آورِ کمبود اعتبارات و امکانات و … می انجامد ، پس چه نیکوست که از این سخن در گذریم .
اما در این مجال اندک ، فقط به طرح سوالی با ذکر مصادیق اکتقا می کنیم و می گذاریم تا شاید دیگران در شرایطی دیگر ، با اندیشه ای ژرف تر در این باره اندیشه کنند . سوال از این قرار است که چرا " مشرق زمین گهواره تمدن و ایران زمین به عنوان سهم بزرگ این تمدن ، در جهان جدید و معاصر به خوابگاه تمدن مبدل شده است ؟ چرا ، آنان که نیاکانشان در هجرتی خردمندانه از غار به دشت آمدند و اقتصاد کشاورزی را به وجود آوردند و به زمین قدرت بهتر روییدن عطا کردند و ابزار تولید را اختراع نمودند و دهکده ها را توسعه دادند و شهر ها را بنیاد گذاشتند و مرکزیت را برگزیدند و قوانین مدنی را تدوین کردند و در اجرای قوانین مصوبه ، نظام های مجریه و قضاییه  را پدید آوردند و حق انسانیت را در حد توان خویش به جای آوردند و اعتبار خرد را تفسیر عملی کردند ، امروز ضعیف و بیچاره ، درمانده و وامانده از قافله تمدن تمدن در گوشه ای از این جهان بزرگ با خود می سرایند :
" غم زمانه خورم یا فراق یار کشم
به طاقتی ، که ندارم کدام بار کشم "          ( سعدی )
آیا به راستی آنچنان میراثی ، اینچنین سرنوشتی را سزاوار است ؟ اگر از نگاه ایده آل به این سوال بنگریم چه پاسخی می توان داد جز اینکه : شایسته نیست که پدرانی آنچنان بزرگ ، فرزندانی اینچنین کوچک را بپرورند . شایسته نیست که آن ثروت های سرشار که جاده های ابریشم و ادویه شاهدان خاموش آنند ، به چنین فقری بیانجامد . شایسته نیست که آن سروری های غرور انگیز که در دوران باستانش از زبان کتیبه بزرگ داریوش بر سر مقبره او در نقش رستم می خوانیم : " خدای بزرگ است اهورامزدا که آب ها را آفریده ، او زمین را آفریده ، او انسان را آفریده ، ( نیکی های او ) به انسان که وی آفریده ، ارزانی شده است . داریوش ، شاه ، یگانه شاه از شاهان بسیار ، که دارای فرمان های بسیار است . من ، داریوش ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه ممالک جهان ، از هر زبان ، شاه این ناحیه فسیح الارجاء و وسیع ، پسر وِشتاسب ، هخامنشی ، پارس فرزند پارسی .
داریوش ، شاه می گوید : به طلف اهورامزدا اینها هستند ممالکی که من خارج از پارس گرفته ام ، در آنها تسلط دارم ، خراج آنها به من می رسد ، و هر چه از سوی من بدانها فرمان داده شود ، آنها مجری می دارند و تصمیمات من ( مورد احترام ) قرار می گیرد :
ماد ، عیلام ، پارت ، هرات ، بلخ ، سغد ، خوارزم ، زرنگ ( سیستان ) ، رخج ، ثته گوش ، قدو ، گندار ، هند ، گیمریان آمیگری ، که کلاه آنان نوک دار است ، بابل ، آشور ، عربستان ، مصر ، ارمنستان ، کاپادوکیه ، ساردس ، یمن که در کنار ... که آن سوی ساحل شط شور سکنی دارند ، اسکودره ، کرسه ... ) {3} و حتی در همین عصر جدید می خوانیم که چون جنکینسون با  نامه ملکه " الیزابت " به شاه طهماسب به عنوان " شاهزاده والاتبار ، صوفی بزرگ ، شاهنشاه ایران و مردم پارتو ماد و مرو و بین النهرین " در تاریخ 25 آوریل 1561 به ایران آمد ، شاه او را نپذیرفت و با جمله " ما را به دوستی کفار نیازی نداریم " دستور اخراج او را صادر کرد و یکی از خدمتگزاران را با سینی پر از خاک به دنبال او فرستاد تا هر جا که جنیکسون قدم می گذاشت برای تطهیر ، به جایش خاک بریزد ، {4} آن کشور امروز به گربه ای {5} اینچنین نحیف تبدیل شده که نه مدعیانش ، بلکه عربهای زنجیرش {6} هر روز به چوبی بلرزانند .  
ایسته نیست که میراث داران آنان که روزی پیش نویس حقوق بشر را اینچنین نوشتند: « اینک که به مزدا، تاج سلطنت ایران، بابل و کشور های چهارگانه را بر سر گذاشته ام، اعلام می کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا، پادشاهی را به من ارمغان می کند، کیش و آئین و باورهای مردمان را که من پادشاه آنان هستم گرامی بدارم و نگذارم فرمانروایان و زیردستان من، کیش و آئین و دین و روش مردمان دیگر را پست بدارند و یا آن ها را بیازارند. من که امروز افسر پادشاهی را بر سر نهاده ام، تا روزی که زنده هستم و مزدا پادشاهی را به من ارزانی کرده، هرگز فرمانروایی خود را به هیچ مردمانی تحمیل نکنم و در پادشاهی من، هر ملتی آزاد است. من که پادشاه ایران و بابل و کشورهای چهارگانه هستم، نخواهم گذاشت که کسی به دیگری ستم کند و اگر کسی ناتوان بود و بر او ستمی رفت، من از وی دفاع خواهم کرد و حق او را گرفته و به او پس خواهم داد و ستم کاران را به کیفر خواهم رسانید.
من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت کسی، دیگری را به بیگاری بگیرد و به او مزد نپردازد.
هر کس آزاد است هر دین و آئینی را که میل دارد، برگزیند و من اعلام می کنم که هر جا که می خواهد سکونت نماید و به هرگونه که معتقد است، عبادت کند، تنها به شرطی که حق کسی را پایمال ننماید و زیانی به حقوق دیگران وارد نسازد.
من اعلام می کنم که هرکس پاسخگوی اعمال خود می باشد و هیچ کس را نباید به انگیزه این که یکی از بستگانش خلافی مرتکب شده است، مجازات کنند و اگر کسی از دودمان یا خانواده خلاف کرد، تنها باید همان کس را کیفر داد و با دیگر مردمان و خانواده او کاری نیست. تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت مردان و زنان را به نام برده و کنیز و نام های دیگر خطاب کنند.
از اهورامزدا می خواهم مرا (کورش) در تعهداتی که نسبت به ملت ایران و ممالک چهارگانه به عهده گرفته ام، پیروز گرداند.» و شایسته نیست نیاکان کسانی که در اجرای عدالت، صلح و برقراری نیکی اینچنین کوشیدند: « داریوش شاه گوید... آنچه بدی به کار رفته بود، من به خوبی بدل کردم. نواحی ای که بین آن ها (جنگ) بود و همدیگر را می کشتند، آن نواحی... به لطف اهورامزدا، ـ درآن جا همدیگر را نکشتند، و هر یک را من به جای خود مقسر کردم ـ و آن ها تصمیمات مرا اجرا کردند، زیرا که قوی ضعیف را نمی زند و غارت نمی کند... داریوش شاه گوید: اهورامزدا با همه بغان مرا حفظ کنند، من و سرای مرا، و لوحه ای که نوشته شده است!» امروز اینچنین پیوسته و گسترده در معرض هزار و یک اتهام، مبنی بر نقض حقوق بشر و ... باشند.
شایسته نیست آنان که حدود سه هزار و هفتصد سال پیش در توسعه و ترقی خط آنچنان کوشیدند که خط را از مرحله «نموداری»  یعنی علامتی و «آهنگی» یعنی صوتی به مرحله «الفبایی» در آورند و تکاملی بزرگ در نوشتار را ایجاد کردند و زبان های دیگر ملل متمدن از جمله یونان را ترجمه کردند و در دوره ساسانیان علاوه بر 27 ترجمه از متون اوستا، دیگر متون پهلوی غیر دینی را در 48 متن نوشتند و علاوه بر این، 10 متن پهلوی غیر دینی با عناوین «ماتیکان هزاردستان»، « کارنامک اتخشیر پاپکان»، « یادگار زریران»، «خسرو کواتان و پسری»، «فرهنگ پهلویک»، «آیین نامه نوشتن»، «شهرهای ایران»، «چترنگ نامک»، «درخت آسوریک»، عجایب سرزمین سکستان» درباره مسائل مختلف زندگی نوشتند تا به آن جا که از نظر پیشرفت تمدن و علم و دانش مابین ملل متمدن آن زمان اولین رتبه را دارا بودند، امروز، از نظر متدلوژی و روش شناسی علمی سهمی اندک را در تولید علم داشته باشند و جایگاهی که زمانی معتبرترین جایگاه جذب مغزها بود امروز به اولین و یا مهمترین پایگاه فرار مغزها مبدل شود.
شایسته نیست که در عصر تاریکی و خشونت با صداقت هرچه تمام تر، دین مبین صلح جویانه اسلام را برگزیدند تا آنجا که خاتم النبیین، پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) در حقشان فرمود: «لله من عباده خیرتان: فخیره من العرب قریش من العجم فارس» خداوند در میان بندگانش دارای دو خیر و نیکی است. نیکی او در میان عرب قریش است و در میان عجم، ایرانی ها».
شایسته نیست که گذشتگان ما، آنان که در شرایط حاکمیت تقلید محض و جمود فکری، با سکوتی سنگین و معنا دار طی دو قرن و مجاهداتی پیگیر و خردمندانه طی چند قرن به تحقیق و آسیب شناسی وضعیت جهان اسلام پرداختند و ره آوردش تفکیک عملکرد خلفای نابکار اموی و عباسی از اسلام منورالفکرانه محمدی (ص) بود و در نهایت به مذهب خردمندانه تشیع گرویدند، امروز در جهان مذهبی نیز به دگماتیسم فکری و مذهبی متهم شوند. ایرانیانی که اسوه و اعتبار خرد و انسانیت امام علی (ع) در وصفشان فرموده بود: «فقد القوا الینا بالسلم و رغبو فی الاسلام» این ایرانیان، افراد دانشمند و بزرگواری هستند، که با کمال میل تسلیم شما (حکومت اسلامی) شده اند و به اسلام گرایش  پیدا کرده اند.
شایسته نیست که هنر ایرانی که روزگاری دراز از زمان باستان تا دوران جدید، یکی از مهمترین چشم انداز های هنر جهان بوده است تا آنجا که بسیاری از رمز و رازهای هنری آن هنوز بر اهل هنر ناگشوده است و علاوه بر کاخ سازی، در مسجد سازی، مدرسه سازی، موزاییک سازی، فرش بافی، نساجی، سفال سازی، صنعتگری، پارچه بافی، نقاشی، خطاطی، شهره روزگار بوده است تا آنجا که حتی درباره بازار سازیش از زبان هنرمند بزرگ جهان به نقل از محقق شهیر انگلیسی خانم خانم کریستبن پرایس درباره بازار میدان شاه ] امام[ اصفهان می خوانیم: «بی گمان بازاری است که در پهناوری و دلپسندی برابر است با بهترین بازارهای جهان»
شایسته نیست میراث داران آنان که نام هر کدام از نامداران ادب کلاسیکشان چون فردوسی، نظامی سعدی، خواجو، حافظ، مولانا، صائب و ... می تواند آبرویی عظیم برای یک ملت باشد و فرهنگ عمومی تحت تاثیر اندیشه هایشان به فرهنگستان مبدل شود، دچار هزار و یک مشکل، مسئله آسیب و حتی بحران فرهنگی باشد.
شایسته نیست که وارثان سازندگان و نوازندگان دستگاه های اصیل و روح نواز موسیقی ایران همچون «باربد»، «سرکش» و «نکیسا» که شهرت جهانیشان تا دورترین نقاط چین گسترده .بود و حتی موسیقی دانان بزرگ عصر جدید و معاصرش اعتبار جهانی دارند، اینچنین مجذوب هیاهوی گاهاً بی معنا و کم معنای موسیقی غرب شوند.
و شایسته نیست و ...
البته خواننده آگاه و فرهیخته می داند که این ناشایستگی ها ریشه در هرگونه عوامل فلسفی، تاریخی، جغرافیایی، سیاسی، روانشناختی، جامعه شناختی، اقتصادی و ... که دارد حداقل مسبوق به سابقه 300 سال اخیر است و نسل ما وارثان این ناشایستگی هاست.
به عنوان پایان بحث، اگر از منظره ای دیگر به این سرشت سوگنامه میراث زندگی بنگریم. گویا ما شایسته هر آن چه هستیم که داریم و اساساً هر ملتی شایسته هر آنچه هست که دارد.
افتخار به میراث فرهنگی و مدنی زمانی به واقع افتخار است که میراث بران، میراث پروران باشند. نگارنده، گاه با خود می اندیشد که چون بسیاری از نام آوران فرهنگ و تمدن امروز چون فرانسه، انگلیس، ژاپن، آلمان، آمریکا و ... فاقد فرهنگ و تمدنی بزرگ و آبرومند بوده اند، شاید بتوان یکی از ریشه های عقب افتادگی مدنی را در میراث فرهنگ و تمدن سترق شرق جستجو کرد. شاید آن عظمت فرهنگ و تمدن گذشته، نگذاشته است که روی ما به درستی از گذشته به سوی حال و آینده برگردد. شاید غرق در افتخارات گذشته بودن... شاید ...
با این اوصاف و آنچه که به وصف نیامد، انگار چاره این نیست و نگارنده باید دیگر بار به خویشتن بنگرد و پرده را دیگر کند و با خود از زبان اخوانش بسراید:


«.... ای پریشان گوی مسکین! پرده دیگر کن

 پور دستان، جان ز چاه نابرادر، در نخواهد برد، 

 کوسهامان جاودان خاموش،

 تیرماهان بال بشکسته.
مرد، مرد، او مرد.   

داستان پور فرخزاد را سر کن 

 .
آنکه گویی ناله اش،ا زقعر چاهی ژرف می آید  

 با صدایی ناتوان تر زانکه بیرون آید از سینه.
نالد و موید، 

ما فاتحان شهرهای رفته بربادیم

راویان قصه های رفته از بادیم
موید و گوید:

کس به چیزی، یا پشیزی برنگیرد سکه هامان را،
«آه، دیگر ما
فاتحان گوژپشت و پیر را مانیم. 

 گویی از شاهی است بیگانه.

 یا ز میری دودمانش منقرض گشته...»

بر بکشتی های موج بادبان از کف، 

تیغ هامان زنگ خورد و کهنه و خسته،

* براي اطلاع از كتابنامه و ارجاعات با پست الكترونيك تماس حاصل فرماييد .


تعداد نمايش: 3305

  نظرات (29)
RSS نظرات
 1 نوشته شده توسط زیبا website, در تاريخ 06/06/1386 در ساعت 14:44
سلام استاد.خسته نباشید.با مطلب "سماع" به روزم.
 2 زیستن یا گریستن
نوشته شده توسط حمید مومن زاده website, در تاريخ 08/06/1386 در ساعت 08:17
آنچه را که میتوان با زیستن در کنار اعراب توصیف کنم چیزی نیست جز آنکه بگویم میباست گریست به حال خویش که ما را آنان هدایت کرده اند
 3 نوشته شده توسط اسماعیل حسام مقد website, در تاريخ 10/06/1386 در ساعت 08:53
سایت دانوش: سرزمین مجازی ادبیات و اندیشه با مطالبی از حمید موذنی, بابک فقیه, مینا درعلی وشعرهایی ازپروین نگهداری,محمد باقر حاجیانی, زینب حسن پور ,عطیه عطارزاده و ریز خراتی به روز شد لطفن قدم رنجه فرمایید
 4 نوشته شده توسط حسین جلال پور website, در تاريخ 16/06/1386 در ساعت 02:38
سلام بزرگوار 
مطالبتون همیشه زیباست و از سر پر درد 
همیشه نویسا باشید.
 5 نوشته شده توسط آل مجتبی website, در تاريخ 17/06/1386 در ساعت 10:24
درود بر شما : 
 
با گزارش حافظ خوانی به روز شدیم 
 
به ما سر بزنید و نظرتان را بفرمایید
 6 تبريك
نوشته شده توسط نيما, در تاريخ 19/06/1386 در ساعت 18:28
سلام دكتر  
اول اينكه دلم برايتان خيلي تنگ شده براي كلاس هاي انسان شناسي و لبخندهايت ديگر اينكه انتخاب شما را به عنوان رياست انجمن اهل قلم تبريك مي گويم . 
موفق باشيد
 7 گر خورشید بگیرد
نوشته شده توسط مهدی بسارده website, در تاريخ 19/06/1386 در ساعت 19:25
سلام استاد  
به واقع مطلب قابل اعتنایی اشاره نمودید همچون گذشته . با مطلبی جدید به روزم خوشحال میشم قدم رنجه فرمایید
 8 نوشته شده توسط میخوش, در تاريخ 20/06/1386 در ساعت 19:23
اید بهارو پیره بیشه نو شود  
نو سر بر اورد گل اگر ریشه نو شود 
ما را غم کهن به می کهنه بشکند  
در حال ما چه سود اگر شیشه نو شود  
...
 9 ارادت و تبریک
نوشته شده توسط ندا حق ÷رست, در تاريخ 20/06/1386 در ساعت 22:03
سلام جناب دکتر 
 
کاش 3 ماه تابستان 3 روز می شد و 3 روز 3 قیقه و ما دوباره در کلاس درست می نشستیم . لحظه های با شما بودن لحظه های اندیشیدن و ... 
چقدر باید انسان بزرگ و خوش شانس باشد که شاگرد شما شود. 
راستی انتخاب شما به عنوان رییس انجمن اهل قلم تبریک می گویم
 10 نوشته شده توسط م, در تاريخ 21/06/1386 در ساعت 01:56
سلام استاد عزیز 
 
شب قدر است و طی شد نامه ی هجر 
سلامم فیه حتی مطلع الفجر 
دلا در عاشقی ثابت قدم باش 
که در این ره نباشد کار بی اجر
 11 نوشته شده توسط محمد, در تاريخ 21/06/1386 در ساعت 10:36
ما هنوز زنده ايم :grin 8) :p :sigh :upset :upset :eek :roll :cry :( :x ;) :grin :) 8)
 12 نوشته شده توسط امیر تنها, در تاريخ 22/06/1386 در ساعت 07:46
سلام و درود بی پایان بر شما استاد عزیزم 
 
صدای گرم و گیرای شما هیچ وقت از ذهن امیر تنها پاک نمی شه 
 
حیف که سعادت دیدار نداشتم استاد 
 
امیدوارم همیشه ایام خوش باشید و سلامت 
 
خدا کنه این احساس رو بعد از سفر داشته باشید : 
 
فرصت کوتاه بود و سفر جان‌کاه بود 
اما يگانه بود و هيچ کم نداشت. 
 
پُست رو نخوندم 
 
تا چند ساعت دیگه می خونم و دوباره بر می گردم 
 
حق نگهدار بزرگ مرد ایران زمین
 13 فراموشی
نوشته شده توسط حميد مومن زاده website, در تاريخ 22/06/1386 در ساعت 09:53
سلام  
بارها و بارها برایتان ایمیل فرستادم و هیچ جوابی نگرفتم 
بدرستی نمیدانم که موفق به دریافتشان بودید یا نه 
به هر حال اینجا پیغامم را مینویسم شاید کارساز باشد 
منتظر ایمیل هستم
 14 نوشته شده توسط آل مجتبی website, در تاريخ 22/06/1386 در ساعت 12:09
سلام؛ 
دربهار قرآن سبز باشید و با باده ی دعا سرمست ، 
با گزارش حافظ خوانی در خدمتیم 
التماس دعا
 15 نوشته شده توسط رها, در تاريخ 22/06/1386 در ساعت 14:01
سلام استاد! 
ارادتمندم! 
خدمت رسيدم فرارسيدن ماه پرخيرو 
بركت رمضان روتبريك وتهنيت عرض كنم! 
طاعات وعباداتتان موردقبول درگاه حضرت حق!
 16 نوشته شده توسط سارا مويدي website, در تاريخ 24/06/1386 در ساعت 06:54
درود و صد درود به استاد خوب و فرهيخته  
 
مطلبتان را كامل و با دقت خواندم و همراه با شما افسوس خوردم . 
استاد خوب ، احساس كردم اين مطلب بايد ادامه داشته باشد، چراكه بسيار مطلب قابل تامل و قابل بحثي است.  
تنها اين جمله از نيچه را بگويم كه :" در سرزمين يك چشم ها ، نابينايان را كالبد شكافي كرده ام"  
 
ايمد كه همواره موفق و كامروا باشيد / شاد زي و مهر افزون استاد
 17 نوشته شده توسط سارا مويدي, در تاريخ 24/06/1386 در ساعت 06:55
اميد كه ...
 18 نوشته شده توسط امیر تنها, در تاريخ 25/06/1386 در ساعت 11:54
پُست رو خوندم 
 
واقعا متاسف هستم بابت این بلا هایی که سرمون اومد 
 
استاد هیچ جای امیدی نیست 
 
به هر کجای این مرز و بوم که نگاه می کنی فقط ویرانی هست 
 
این از زندگی ما و این از کشور ما  
 
خیلی خسته هستم 
احساس می کنم بازم سردرد می خواد همیشگی بشه 
تهوع بازم با من هست 
 
کاری هم نمی شه کرد 
کار یکی دو نفر و ده نفر نیست 
ما مجبوریم بمونیم و اذیت بشیم از دیدن این همه بدی 
هم فرهنگمون نابود شد 
هم تاریخمون از بین داره می ره 
هم خودمون داریم می میریم 
 
 
چه انتظار عظیمی نشسته بر دل ِ ما 
همیشه منتظریم و کس نمی آید  
 
صفای گم شده آیا 
بر این زمین ِ تهی مانده باز می گردد ؟ 
 
اگر زمانه به این گونه 
- پیشرفت این است 
مرا به رجعت ِ تا غار 
- مسکن اجداد 
مدد کنید 
که امتدادتان گرامی باد 
 
همیشه دلهره ، 
با من 
همیشه بیمی هست 
که آن نشانه ی صدق از زمانه برخیزد 
و آفتاب صداقت ز شرق بگریزد 
 
همیشه می گفتم : 
چقدر مردن خوب است 
چقدر مردن ، 
- در این زمانه که نیکی حقیر و مغلوب است - 
خوب است . 
 
حق .
 19 پست جدید
نوشته شده توسط حمید موذنی website, در تاريخ 27/06/1386 در ساعت 00:17
سلام 
مخلص 
با مطلبی با عنوان" بانک.چاه فاضلاب و جامعه بسته" به روزم 
خوشحال میشم نظرت رو بدونم
 20 دريغ و درد
نوشته شده توسط رفيق فردوسي, در تاريخ 27/06/1386 در ساعت 03:57
با سلام خدمت استاد گرامي/ جز دريغ و درد چه بگويم/ باري، خواهشمندم كتاب چكيده تاريخ ايران نوشته حسن نراقي را بخوانيد و از ديدگاه درستي مطالب آن را بسنجيد/ با سپاس
 21 دلتنگی
نوشته شده توسط میلاد ستوده, در تاريخ 27/06/1386 در ساعت 19:29
دکتر جان : 
کی بر می گردی 
خیلی دلتنگت هستم
 22 صبورانه خدایی میکنم
نوشته شده توسط سیماچه ی تماشا website, در تاريخ 29/06/1386 در ساعت 17:19
درود استاد جان؛ 
 
حسرت نبرم بخواب آن مرداب 
کارام درون دشت شب خفته است 
دریایم و نیست باکم از طوفان 
دریا همه عمر خوابش آشفته است 
 
ممنونم که شمیم حضورتان از مشامم کم نمیشود
 23 درود بر استاد
نوشته شده توسط غلامرضا خضری دب website, در تاريخ 30/06/1386 در ساعت 13:30
درود بر استاد  
وب سایت زیبای دارید خوشحال میشم به ما هم سر بزنید  
من آدرس شما رو گم کرده بودم خوشحال میشم به وبلاگ موسسه کهن دیار سر بزنید منتظریم که عضو موسسه ما هم بشین  
بدرود :)
 24 نوشته شده توسط رضا معتمد website, در تاريخ 01/07/1386 در ساعت 22:26
سلام استاد. سپاسگزار لطفتانم چون هميشه.حرف هايتان مويه ي هر روزه ي ماست. راستي چه بايد كرد؟
 25 بدهکاري
نوشته شده توسط کازرونيه, در تاريخ 03/07/1386 در ساعت 08:54
جناب استاد عاشوري نژاد 
کلي تبريک و عرض ارادت و اخلاص بدهکاريم
 26 hi
نوشته شده توسط زیبا website, در تاريخ 04/07/1386 در ساعت 14:52
salamm ostad . beroozam.
 27 نوشته شده توسط میخوش, در تاريخ 12/07/1386 در ساعت 18:54
سلام استاد 
5شنبه امدیم حافظ بود 
اما...
 28 نوشته شده توسط بابک دهقانی, در تاريخ 26/04/1387 در ساعت 10:28
با سلام خدمت استاد عزیزم 
امیدوارم که مرا به خاطر داشته باشید. دانشجوی درس روش تحقیق شما بودم. جسارتا سوالی داشتم البته می دانم خیلی گرفتار هستید ولی لطف کنید در اولین فرصت برایم بنویسید که راه موفقیت شما چه بوده چون یادم می آد سر یکی از کلاسها تعریف کردید که اول به فوتبال علاقه داشتید. امیدوارم جوابم را آنقدر دیر ندهید که دیگر کار از کار گذشته باشد. ما که هر چه می دویم نمی رسیم.
 29 نوشته شده توسط بابک دهقانی, در تاريخ 01/05/1387 در ساعت 19:51
استاد سلام 
ارادت ملوکانه داریم. بابک دهقانی هستم. استاد آیا برای موفقیت می توان پرید یا باید فقط یواش یواش قدم زد و ... 
آیا به نظر شما انسانی که عاشق می شود از زندگی عقب می افتد. آیا انسانی که قصد ازدواج دارد راهی برای جلو رفتن را در پیش گرفته. 
استاد شرمنده آیا شما در برابر نوشته هایی که برایتان فرستاده می شود احساس مسئولیت می کنید و سعی بر راهنمایی اشخاص دارید. اگر چنین است جوانی هستم با مشکلات فراوان با یک راه پر فراز و نشیب ضمن راهنمایی منت بگذارید دعایمان کنید.  
دوستدار همیشگی شما بابک

نوشتن نظر
  • Please keep the topic of messages relevant to the subject of the article.
  • Personal verbal attacks will be deleted.
  • Please don't use comments to plug your web site. Such material will be removed.
  • Just ensure to *Refresh* your browser for a new security code to be displayed prior to clicking on the 'Send' button.
  • Keep in mind that the above process only applies if you simply entered the wrong security code.
نام:
پست الكترونيك
وب سايت
عنوان:
BBCode:Web AddressEmail AddressBold TextItalic TextUnderlined TextQuoteCodeOpen ListList ItemClose List
نظر:



كد:* Code
I wish to be contacted by email regarding additional comments

Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6
AkoComment © Copyright 2004 by Arthur Konze - www.mamboportal.com
All right reserved

تاریخ بروز رسانی ( 04 آبان 1386 ساعت 04:13 )
 
< بعد   قبل >
   

نظر سنجی

دانشجویان عزیز : لطفا نحوه تدریس من را ارزیابی کنید .
نحوه تدریس من چگونه است ؟

مدير سايت

 

<:: عباس عاشوري نژاد ::>

عضو هيات علمي دانشگاه

ليسانس:تاريخ ايران و جهان (اصفهان)

فوق ليسانس:تاريخ ايران و جهان(تهران)

دكتري:ايران از اسلام تا معاصر (اصفهان)

تولد : بهار شيراز ۱۳۴۷

نوجواني و بهاري از جواني :

شهر سبز (كازرون)

فرار از مدرسه به بهانه‌ي مدرسه :

(اصفهان - ۱۳۶۵ - ۱۳۶۹)

در امتداد شب همچنان در جستجو :

(تهران ۱۳۶۹ - ۱۳۷۲)

سپيده دميد : (شهر درياها - بوشهر) :

۱۳۷۲ - همچنان در خدمتيم

 

 

... و جاودانگي

رازش را با تو

در ميان نهاد

آن گه تو به هيات

گنجي در آمدي

بايسته و آز انگيز ...

 

ساعت

 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
   
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS