یکی از مفاهیم بسیار شایع در علوم انسانی مفهوم “فقر” است و صاحب نظران و مردم عوام درباره آن سخن های بسیار گفته اند و چون نیک بنگریم هر سخن بیان واقعیتی مهم از این مفهوم است. حتا پعضی حرف های بسیار ساده در این باره وجود دارد که اگر در عمق آن اندیشه شود نکات بسیار قابل تاملی از دل آن بیرون می آید مثل مطلب زیر که این هفته تقدیم می کنم آن را فعلا بخوانید و در باره آن اندیشه کنید تا شایددر فرصتی دیگر در باره آن تحلیل هایی خدمت شما خوانندگان گرانمایه ام تقدیم کنم.”
تفاوت بارز کشورهای ثروتمند و فقیر، تفاوت قدمت آنها نیست.
برای مثال کشور مصر بیش از ۳۰۰۰ سال تاریخ مکتوب دارد و همچنان فقیر است !
اما کشورهای جدیدی مانند کانادا، نیوزیلند، استرالیا که ۱۵۰ سال پیش وضعیت قابل توجهی نداشتند، اکنون کشورهایی توسعه یافته و ثروتمند هستند.
تفاوت کشورهای فقیر و ثروتمند در میزان منابع طبیعی قابل استحصال آنها هم نیست.
مثلا ژاپن.
ژاپن کشوری است که سرزمین بسیار محدودی دارد که ۸۰ درصد آن کوه هایی است که مناسب کشاورزی و دامداری نیست اما دومین اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمریکا را دارد. این کشور مانند یک کارخانه پهناور و شناوری می باشد که مواد خام را از همه جهان وارد کرده و به صورت محصولات پیشرفته صادر می کند. دنباله ی این نوشته را بخوانید
اسفند ۰۲

دیدگاه های تازه