عاشقانه زندگی کنیم

انسانم آرزوست دیدگاهتان را بیان کنید

 دوستی نازنین و شاعری بی مدعا و دانشمند دارم به نام “جواد جمشیدی”  او هر روز با سه ؛ چهار پیامک روز مرا بخیر می کند. بعضی ازپیامک هایش واقعا مرا به اندیشه وا می دارد ، بعضی دیگر لبریز ازعاطفه می کند و البته کم ندارد پیامک هایی که هر کسی را از خنده  روده بر می کند. بنابر این مشخص می شود انواع  پیامک ها از کشکول او بیرون می آید.دیروز این را برایم فرستاد که : “دعای باران چرا؟…دعای عشق بخوان ؛ این روزها دلها تشنه تر هستند تا زمین ها … خدایا کاری کن از ابرهای دوستی عشق ببارد.” این گفته ها واقعا انسان را به حیرت وا می دارد و به عشق فرا می خواند ؛ حیرت از اینکه بنای هستی از عشق بود و دوام آن نیز بر عشق خواهد بود و اغلب انسان ها با این همه ادعایشان عشق را فرو گذاشته اند و به نابودی خویش و جهان اهتمام ورزیدند. این گفته ها همچنین انسان را به عشق فرا می خواند تا شاید بقایای انسانیت جاودانه بماند. داستانک زیر را به این مناسبت می آورم  و بدین ترتیب خودم و خانواده ام و شما خوانندگان جان را به عاشقانه زیستن دعوت می کنم:

زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید.

به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.»

آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟»

زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.»

آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم منتظر می مانیم.»

عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد.

شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائید داخل.»

زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمی شویم.»

زن با تعجب پرسید: « چرا!؟» یکی از پیرمردها به دیگری اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقیت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم.»

زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولی همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟»

فرزند خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد:« بگذارید عشق را دعوت کنیم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»

مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت:« کدام یک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»

عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسید:« شما دیگر چرا می آیید؟»

پیرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید، بقیه نمی آمدند ولی هرجا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست! »

آری… با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید

۹ پاسخ به “عاشقانه زندگی کنیم”

  1. مهدی تقی نژاد گقت:

    سلام
    زیبا بود. البته حضرت سنایی می فرمایند:
    عاشق نشوید اگر توانید
    تا در غم عاشقی نمانید
    قیصر هم میگه:
    از دست تو در این همه سرگردانی
    تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود
    ما هم موندیم چکار باید بکنیم. شما بفرمایید حضرت استاد.

  2. ایمان فراصت گقت:

    نامه ای از ایرج زبرست به اوما:

    حالا که من فرو می روم و تو ماه را می تابی،حالا که فهمیدی شکل لبان بسته ام

    سردرگم جمله ای از لبان توست،حالا که میدانی وضعیت هوشم آنقدر بارانی ست

    که باید وقت و بی وقت ابری باشم،بگذار قصدهای روشنم در همین سطرهای

    تــیره دست تکان بدهد:

    اوما،معرفت تجربه در احتیاط،عسل من،عاشق یعنی کندوی احساس و زنبور

    عقل.
    ……………
    استاد عزیزم
    گمان می کردم همچنان:
    باران که بیاید همه عاشق هستند
    ……………….
    من:دهکده ها نبض دقایق هستند
    تو:مردم ده با تو موافق هستند
    ناگاه صدای خیس رعدی پیچید:
    باران که بیاید همه عاشق هستند…!

  3. حسین رضوی فرد گقت:

    سلام بر استاد
    افتخار دادید
    دل نوشته ی زیبایی بود
    نام شما با بوشهر و کازرون گره خورده و من را هوایی این دو می کند تقدیر اینست که درس خوانده دیروز تهران امروز بوشهر باشد و درس خوانده ی دیروز بوشهر امروز تهران. ذکر خیر شما را یکی دو بار حسین عسکری می کرد و خوانش گهگاه مطالبتان من را مشتاق تر به دیدار می کند.
    صفحه ی مجازی جدیدتان نیز دوست داشتنی تر شده
    یا عشق

  4. پاییز رحیمی گقت:

    سلام بر استاد نازنین ما!

    شما باید هم درمورد انسان و عشق و مهرورزی بنویسید که خودتان تجسم کامل آنهایید.

    بسیار زیبا و زیبا و زیبا بود.
    اصلا نمی دونم چرا نمیشه با شما به زبانی غیر از عشق سخن گفت؟

    ما که در بست مخلصیم استاد.

    درخرمن کائنات کردیم نگاه
    یک دانه محبت است و باقی همه کاه!

    تندرست باشید همیشه

  5. راحله سادات حسینی گقت:

    سلام بر استاد فهیم ما

    سپاس از این انتخاب بجاو شیرین

    حضرت عشق
    بفرما که دلم خانه توست

  6. مینا درعلی گقت:

    همیشه و همه جا از شما می آموزم .

  7. مینا درعلی گقت:

    در ضمن دعوتید استاد عزیز.

  8. جوینده گقت:

    عشق شوری در نهاد ما نهاد …

    ————-

    سلام و درود و ارادت استاد

  9. هویت گقت:

    سلام بر استاد عزیزم

    خوشحالم که اینجا دوباره فعال شده…تا بتوانیم مثل همیشه از اندیشه زیبا و پست های قابل تامل شما استفاده ببریم ؛ همچون که در کنار روخانه ای پر آب ایستاده ایم و از حرکت آب به سمت دریای بیکران لذت می بریم ، از اندیشه شما نیز هم …

دیدگاهتان را بیان کنید


Designed by : S.Parhizkary