مهر ۲۹
شاد بودن و شاد زیستن یکی از زیباترین هدیه های خداوند است به انسان اما بسیاری از ما آدم ها چون به مرحله ی انسانیت نرسیده ایم ، شایستگی درک و بهره مندی از شادی را نداریم و این است اغلب لحظات ما درمنجلاب غم و غصه می گذرد و بر خویش جهان نفرین می فرستیم و یا به نام مشیت پروردگار غم ها و غصه ها را می پذیریم تا شاید در جهان دیگر به پاداش این پذیرندگی در موقعیت بهتری قرار گیریم در حالی که اگر عمیقا به فلسفه ی هستی و تعالیم انبیا و فلاسفه بزرگ و روانشناسان صاحب نام بنگریم خواهیم دید که شادی بهترین هدیه خداوند است به انسان و انسان باید مشتاقانه و با تمام وجود پذیرای آن شود و در واقع با شادی از خداوند بزرگ به خاطر همه ی نعمتهایش سپاسگزاری نماید. با این مقدمه خوانندگان عزیزم را به مطالعه ی یادداشت ارزشمند زیر دعوت می کنم:
“زندگی پیشکشی است برای شاد زیستن” این جمله ای است از حکیم فرزانه ارد بزرگ که می توان معنای دیگر جمله ی حاضر را که خود او تحت عنوان “فرمان” از آن یاد می کند مترتّب دانست به این بیان که : ” شاد زیستن یعنی زندگی کردن ” یا “زندگی کردن بدون شاد بودن وجود ندارد ” دنباله ی این نوشته را بخوانید
مهر ۲۳
گاهی اوقات فکر می کنم اگر در این دنیا آدمیان نبودند و فقط حیوانات و گیاهان زندگی می کردند چه اتفاقی می افتاد؟ آیا وضع جهان از این بدتر می شد؟ آیا این همه پلیدی و پلشتی در جهان وجود داشت؟ آیا وضعیت کوهها ؛ جنگل ها ، دشت ها و آب ها از این فجیع تر می شد؟ آیا این همه جنگ و مصیبت و بدبختی… واقعا به حال خودمان به شدت متاسفم بیایید عمیقا اندیشه کنیم در انشای زیر که پسر بچه ای در باره ی فواید گاو نوشته است ای کاش بسیاری از ما هم گاو بودیم.
فواید گاو را بنویسید.
با سلام خدمت معلم عزیزم و عرض تشکر از زحمات بی دریغ اولیاء و مربیان مدرسه که در تربیت ما بسیار زحمت می کشند و اگر آنها نبودند معلوم نبود ما الان چه بودیم.اکنون قلم به دست می گیرم و انشای خود را آغاز می کنم. البته واضح و مبرهن است که اگر به اطراف خود بنگریم در میابیم که گاو بودن فواید زیادی دارد. من دیشب خیلی در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهمترین فایده ی گاو بودن این است که آدم دیگر آدم نیست، بلکه گاو است. بیایید یک لحظه فکر کنیم که ما گاویم. ببینیم چقدر گاو بودن فایده دارد.مثلا در مورد همین ازدواج که این همه الان دارند راجع به آن برنامه هزار راه رفته و نرفته و برگشته و… درست می کنند. دنباله ی این نوشته را بخوانید
مهر ۱۱
دوستی نازنین و شاعری بی مدعا و دانشمند دارم به نام “جواد جمشیدی” او هر روز با سه ؛ چهار پیامک روز مرا بخیر می کند. بعضی ازپیامک هایش واقعا مرا به اندیشه وا می دارد ، بعضی دیگر لبریز ازعاطفه می کند و البته کم ندارد پیامک هایی که هر کسی را از خنده روده بر می کند. بنابر این مشخص می شود انواع پیامک ها از کشکول او بیرون می آید.دیروز این را برایم فرستاد که : “دعای باران چرا؟…دعای عشق بخوان ؛ این روزها دلها تشنه تر هستند تا زمین ها … خدایا کاری کن از ابرهای دوستی عشق ببارد.” این گفته ها واقعا انسان را به حیرت وا می دارد و به عشق فرا می خواند ؛ حیرت از اینکه بنای هستی از عشق بود و دوام آن نیز بر عشق خواهد بود و اغلب انسان ها با این همه ادعایشان عشق را فرو گذاشته اند و به نابودی خویش و جهان اهتمام ورزیدند. این گفته ها همچنین انسان را به عشق فرا می خواند تا شاید بقایای انسانیت جاودانه بماند. داستانک زیر را به این مناسبت می آورم و بدین ترتیب خودم و خانواده ام و شما خوانندگان جان را به عاشقانه زیستن دعوت می کنم: دنباله ی این نوشته را بخوانید
مهر ۰۸
این مقاله را برای دانشجویان ارجمندم در مقطع کارشناسی ارشد گذاشته ام تا با تامل در آن بتوانند با مفهوم ” نظریه در علوم تربیتی ” آشنایی بیشتر پیدا کنند و بتوانند در مباحث کلاس حضور عالمانه تر داشته باشند.
نظریه های تربیتی و چالش های نظریه پردازی در آموزش و پرورش ایران
دکتر محمدجعفر پاکسرشت ٭
——————————————————
چکیده
آموزش و پرورش رسمی دارای دو وجه عملی و نظری است . هدف از نگارش اینمقاله بررسی کیفیت شکل گیری نظریه های تعلیم و تربیت، ویژگی های ساختاری و نمونه های مهم و تطور آنها هم درتاریخ آموزش و پرورش غربی و هم در ایران است.در این مقاله ، پیدایش و تطور نظر یۀ تربیتی در تمدن غربی ، مفهوم نظری ۀ تربیتی،خاستگاهها، ساختار و انواعی از آن ، تطور این نظریه ها بر اثر تحولات فرهنگی و اجتماعی وسیاسی و فکری ، و وضعیت نظریۀ تربیتی در ایران بررسی شده است . از آنجا که در عصردیدگاههای پست مدرینس تی، تعلیم و تربیت غربی از لحاظ نظریه پردازی دور ۀ مبهم و بلکه شفتهای را می گذراند، ضروری است که ما دچار این سردرگمی و نابسامانی تئوریک نشویم. دنباله ی این نوشته را بخوانید
مهر ۰۳
از گذشته های دور تا به امروز پدران فرزانه زیادی رنج ها ؛ درد ها و آرزوها ی فردی و اجتماعی خود را در قالب نامه ها به فرزندان خود نوشته اند و عصاره خرد و تجربه خود را به آنها و در واقع به همه ی فرزندان جامعه منتقل کرده اند خواه گوش شنوایی برای آن همه اندیشه و تجربه باشد یا نباشد این هفته با هم می خوانیم نامه استاد پرویز ناتل خانلری از استادان بنام و سترگ روزگار معاصر ما :
” فرزند من! دمی چندبیش نیست که تودرآغوش من خفته ای و من به نرمی سرت را بر بالین گذاشته و آرام از کنارت برخاسته ام . و اکنون به تو نامه می نویسم.شاید هر که ازاین کارآگاه شود عجب کند، زیرا نامه و پیام آنگاه بکار آید که میان دو تن فاصله باشد و من وتو درکنارهمیم. اما آنچه مرا به نوشتن نامه وا می دارد بعد مکان نیست بلکه فاصله زمان است.اکنون تو کوچکتر از آنی که بتوانم آنچه می خواهم با تو بگویم. سالهای درازباید بگذرد تا تو گفته های مرا دریابی وتا آن روزگارشاید من نباشم.امیدوارم که نامه ام ازاین راه دراز به تو برسد، روزی آن را برداری وبه کنجی بروی و بخوانی و درباره آن اندیشه کنی.
من اکنون آن روز را از پشت غبار زمان به ابهام می بینم.سالهای دراز گذشته است.نمی دانم وضع روزگار بهتر از امروزست یا نیست. اکنون که این نامه رامی نویسم زمانه آبستن حادثه هاست.شایددنیا زیر و رو شود و همه چیز دنباله ی این نوشته را بخوانید
دیدگاه های تازه